جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Conwoman
01
کلاهبردار زن, فریبکار زن
a woman who tricks people to get their money or valuables
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
conwomen
مثالها
Police arrested the conwoman.
پلیس کلاهبردار زن را دستگیر کرد.



























