جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fuckload
01
مقدار بسیار زیاد, یک کوه
an extremely large amount or number of something
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fuckloads
مثالها
There 's a fuckload of work to do before Monday.
قبل از دوشنبه کوهی از کار برای انجام دادن وجود دارد.



























