جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fucknut
01
احمق, نادان
an irrational, eccentric, or wildly foolish person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fucknuts
مثالها
That conspiracy theorist fucknut won't stop messaging me about aliens.
آن نظریهپرداز توطئه احمق از ارسال پیام درباره موجودات فضایی به من دست برنمیدارد.



























