جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Juggins
01
ساده لوح, زودباور
a gullible, easily fooled, or naive person
Dialect
British
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
jugginses
مثالها
He got called a juggins for believing the email about winning a lottery.
او به خاطر باور کردن ایمیل درباره برنده شدن در قرعهکشی، juggins نامیده شد.



























