جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Idleton
01
تنبل, بیکاره
a lazy, idle, or work-shy person
نکوهشی
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
idletons
مثالها
The idleton spent the afternoon napping instead of job hunting.
تنبل بعدازظهر را به جای جستجوی کار، چرت زدن گذراند.



























