جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Idleton
01
تنبل, بیکاره
a lazy, idle, or work-shy person
disapproving
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
idletons
مثالها
She called her freeloading cousin an idleton living off family.
او پسرعموی تنبل خود را تنبل نامید که از خانواده زندگی میکند.



























