جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bratface
01
چهره لوس, صورت نق نقو
a person, usually a child or young adult, with a bratty, sulky, or spoiled facial expression
Informal
Offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bratfaces
مثالها
She pulled a bratface when her parents said no to the new phone.
وقتی والدینش به تلفن جدید نه گفتند، او یک چهره لوس درآورد.
درخت واژگانی
bratface
brat
face



























