fatherfucker
fa
ˈfɑ:
فا
ther
ðə
ذِ
fu
ˌfʌ
فا
cker
کِ

تعریف و معنی "fatherfucker"در زبان انگلیسی

Fatherfucker
01

حرومزاده, پدرسگ

a despicable or contemptible person 
Dialectamerican flagAmerican
fatherfucker definition and meaning
توهین‌آمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
fatherfuckers
مثال‌ها
That fatherfucker sold me a broken engine and knew it wouldn't run. 

آن حرومزاده به من یک موتور خراب فروخت و می‌دانست که کار نخواهد کرد.

02

پدرکون, پدر‌کن

a homosexual man 
Dialectamerican flagAmerican
توهین‌آمیز
عامیانه
رکیک
مثال‌ها
The homophobic rant included calling gay men fatherfuckers. 

سخنرانی همجنس‌گراهراسی شامل صدا زدن مردان همجنس‌گرا به پدرکون بود.

03

شکارچی پیرمردها, زنی که به دنبال مردان مسن تر می‌گردد

a woman who has sexual relationships with men significantly older than herself 
توهین‌آمیز
عامیانه
رکیک
مثال‌ها
They called the young actress a fatherfucker for dating the sixty-year-old director. 

آنها بازیگر جوان را شکارچی پیرمردها نامیدند زیرا با کارگردان شصت ساله قرار می‌گذاشت.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه