جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Looky-loo
01
فضول, نظارهگر
someone who browses, observes, or inspects without intending to buy
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
looky-loos
مثالها
Do n't be a looky-loo; if you like it, just grab it!
نگاهکننده نباش؛ اگر دوست داری، فقط برش دار!



























