جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Grindage
01
گرایندج, موسیقی گرایندکور
grindcore music, known for its extreme speed and aggression
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
grindages
مثالها
They're into heavy grindage lately.
آنها این روزها به گرایندج سنگین افتادهاند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
grindage
grind



























