جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
blazed
01
مست, خیس
extremely high from smoking marijuana
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most blazed
شکل تفضیلی
more blazed
درجهپذیر
مثالها
He came back from lunch totally blazed.
او از ناهار برگشت و کاملاً مُخدّر بود.
درخت واژگانی
blazed
blaze



























