جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tina
01
کریستال, مت آمفتامین کریستالی
methamphetamine, often in crystalline form
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
He was caught with a small bag of tina at the club.
او با یک کیسه کوچک تینا در باشگاه دستگیر شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
retina
tina



























