جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wrinkly brain
01
مغز چروکیده, مغز چین خورده
someone perceived as intelligent or capable of deep thinking
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
wrinkly brains
مثالها
Are you a wrinkly brain, or just pretending?
آیا تو یک مغز چروکیده هستی، یا فقط تظاهر میکنی؟



























