جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to mog
01
تحت الشعاع قرار دادن, پشت سر گذاشتن
to outshine or surpass others in appearance, style, presence, or confidence
مثالها
She mogged the competition with her outfit.
او با لباسش رقابت را موگ کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تحت الشعاع قرار دادن, پشت سر گذاشتن