bestie
bes
ˈbɛs
bes
tie
ti
ti
complybonsaientjiedescry

تعریف و معنی "bestie"در زبان انگلیسی

Bestie
01

بهترین دوست, همدم مورد اعتماد

a close and trusted companion 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
besties
مثال‌ها
I'm hanging out with my bestie after work. 

من بعد از کار با دوست صمیمیام بیرون می‌زنم.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه