جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bestie
01
بهترین دوست, همدم مورد اعتماد
a close and trusted companion
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
besties
مثالها
I'm hanging out with my bestie after work.
من بعد از کار با دوست صمیمیام بیرون میزنم.



























