جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cuffed
01
در یک رابطه عاشقانه متعهد, در یک رابطه عاشقانه جدی
in a committed romantic relationship
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most cuffed
شکل تفضیلی
more cuffed
درجهپذیر
مثالها
Sorry, she's cuffed; you do n't stand a chance.
متأسفم، او در یک رابطه عاشقانه متعهد است؛ شما هیچ شانسی ندارید.
درخت واژگانی
cuffed
cuff



























