جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Becky
01
یک بکی, یک زن سفیدپوست معمولی
a white woman who is seen as basic, culturally unaware, or oblivious to her privilege, often interested in mainstream trends
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
Beckys
مثالها
Everyone knew she was a Becky because of her Ugg boots and Starbucks obsession.
همه میدانستند که او یک بکی است به دلیل چکمههای یوگ و وسواسش نسبت به استارباکس.



























