جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
designated
01
منصوب, تعیین شده
officially chosen for a particular purpose or role
مثالها
She is the designated team leader.
او رهبر تیم منصوب شده است.
درخت واژگانی
designated
designate
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
منصوب, تعیین شده
درخت واژگانی