جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to broomball
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
broomball
سومشخص مفرد
broomballs
وجه وصفی حال
broomballing
گذشته ساده
broomballed
اسم مفعول
broomballed
مثالها
Broomball is a fun, fast-paced game that does n't require skates but still offers the thrill of ice hockey.
برومبال یک بازی سرگرمکننده و سریع است که به اسکیت نیاز ندارد اما همچنان هیجان هاکی روی یخ را ارائه میدهد.
درخت واژگانی
broomball
broom
ball



























