جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
brotherly
01
برادرانه
showing a level of love or care that one would only expect a brother to have
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most brotherly
شکل تفضیلی
more brotherly
درجهپذیر
مثالها
He offered his brotherly advice when she was facing a difficult decision.
او نصیحت برادرانهاش را ارائه داد وقتی که او با یک تصمیم دشوار روبرو بود.
brotherly
01
برادرانه, مانند برادر
in a manner characteristic of a brother, showing affection, loyalty, or support
اطلاعات دستوری
مثالها
He spoke brotherly to his colleague, offering encouragement.
او برادرانه با همکارش صحبت کرد و تشویق ارائه داد.



























