جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
brotherly
01
برادرانه
showing a level of love or care that one would only expect a brother to have
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most brotherly
شکل تفضیلی
more brotherly
درجهپذیر
مثالها
Their bond was built on a foundation of brotherly love and mutual respect.
پیوند آنها بر پایه عشق برادرانه و احترام متقابل بنا شده بود.
brotherly
01
برادرانه, مانند برادر
in a manner characteristic of a brother, showing affection, loyalty, or support
اطلاعات دستوری
مثالها
They laughed and joked brotherly throughout the trip.
آنها در طول سفر برادرانه خندیدند و شوخی کردند.



























