جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
close-fisted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most close-fisted
شکل تفضیلی
more close-fisted
درجهپذیر
مثالها
His closefisted nature made him unpopular with his coworkers, who often had to pay for his share.
طبیعت خسیس او باعث شد که در میان همکارانش محبوب نباشد، که اغلب مجبور بودند سهم او را بپردازند.



























