جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
clogging
01
مسدود کننده, مانع شونده
preventing movement
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most clogging
شکل تفضیلی
more clogging
درجهپذیر
Clogging
01
رقص ضربهای با کفش, رقص کلاگ
a style of percussive dance characterized by rhythmic footwork, often performed to traditional folk or country music
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cloggings
درخت واژگانی
clogging
clog



























