جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
afire
01
شعلهور, سوزان
illuminated or glowing as if by fire or flame
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
During the celebration, every corner of the city was afire with decorative lights.
در طول جشن، هر گوشه از شهر با چراغهای تزئینی در آتش بود.



























