جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
afire
01
شعلهور, سوزان
illuminated or glowing as if by fire or flame
مثالها
His passion for the cause was evident, his eyes afire every time he spoke about it.
اشتیاق او به این موضوع آشکار بود، چشمانش برافروخته هر بار که درباره آن صحبت میکرد.



























