جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to churn out
01
بهصورت انبوه تولید کردن
to produce something quickly and in large quantities, often with a focus on quantity over quality
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
churn
زمان حال
churn out
سومشخص مفرد
churns out
وجه وصفی حال
churning out
گذشته ساده
churned out
اسم مفعول
churned out
مثالها
She can churn out several articles a week for the magazine.
او میتواند چندین مقاله در هفته برای مجله تولید انبوه کند.
02
تولید انبوه, به صورت مکانیکی تولید کردن
perform in a mechanical way



























