جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
chickenhearted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most chickenhearted
شکل تفضیلی
more chickenhearted
درجهپذیر
مثالها
His chickenhearted approach to the risky venture showed his fear of failure.
رویکرد ترسو او به سرمایهگذاری پرخطر، ترسش از شکست را نشان داد.



























