جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
chic
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
chicest
شکل تفضیلی
chicer
درجهپذیر
حوزه
fashion, appearance, style
مثالها
She always looks chic in her trendy outfits and minimalist accessories.
او همیشه در لباسهای مد روز و اکسسوریهای مینیمالیستی خود شیک به نظر میرسد.
Chic
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
chics
مثالها
Her chic was evident in every outfit she wore, always looking effortlessly fashionable.
شیکپوشی او در هر لباسی که میپوشید آشکار بود، همیشه به راحتی مد روز به نظر میرسید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
chicness
chic



























