جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cheesecake
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
cheesecakes
مثالها
She baked a classic New York-style cheesecake for the party.
او برای مهمانی یک چیزکیک کلاسیک به سبک نیویورک پخت.
02
عکسی از یک زن جذاب با پوشش کم, تصویری از یک زیبارو در لباس جذاب
a photograph of an attractive woman in minimal attire
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
cheesecake
cheese
cake



























