جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
checkered
مثالها
She wore a checkered scarf with alternating black and white squares.
او یک شال شطرنجی با مربعهای سیاه و سفید متناوب پوشیده بود.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most checkered
شکل تفضیلی
more checkered
درجهپذیر
حوزه
history, experience, evaluation
مثالها
The artist’s checkered career saw both critical acclaim and public indifference.
حرفهی پر فراز و نشیب هنرمند هم تحسین منتقدان و هم بیتفاوتی عمومی را دید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
checkered
checker



























