جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cataclysmic
01
فاجعه بار, ویرانگر
causing widespread destruction
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most cataclysmic
شکل تفضیلی
more cataclysmic
درجهپذیر
مثالها
The cataclysmic earthquake left entire cities in ruins.
زلزله فاجعه شهرها را به ویرانه تبدیل کرد.
درخت واژگانی
cataclysmic
cataclysm



























