جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cataclysmic
01
فاجعه بار, ویرانگر
causing widespread destruction
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most cataclysmic
شکل تفضیلی
more cataclysmic
درجهپذیر
مثالها
The stock market crash had cataclysmic effects on the global economy.
سقوط بازار سهام تأثیرات فاجعهآمیزی بر اقتصاد جهانی داشت.
درخت واژگانی
cataclysmic
cataclysm



























