جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نظرسنجی کردن, جمعآوری نظر
آنها تصمیم گرفتند برای جمعآوری نظرات درباره پارک جدید، محله را نظرسنجی کنند.
بررسی دقیق, تحلیل جزئیات
کمیته پیشنهاد را بهطور دقیق بررسی کرد قبل از اتخاذ تصمیم.
در به در رفتن, درخواست آرا
داوطلبان هر فصل انتخابات در به در میروند.
کرباس, پارچه کرباسی
او یک کت کرباس محکم برای سفر کوهنوردی خرید.
کانواس, فرش
بوکسور قبل از دور بعدی عرق را از رینگ پاک کرد.
چادر کرباسی, چادر از پارچه کرباس
کشفها در یک چادر کرباسی کوچک در طول سفر کمپینگ خوابیدند.
بادبان, پارچه بادبان
بادبان کشتی باد را گرفت و کشتی را به آرامی بلند کرد.
یک بوم نقاشی, یک نقاشی رنگ روغن روی بوم
موزه یک نقاشی رنگ روغن معروف از ون گوگ را به نمایش گذاشت.
نظرسنجی, بررسی
دولت یک نظرسنجی برای اندازهگیری رضایت شهروندان انجام داد.
زمینه, بستر
رمان از شهر به عنوان زمینه برای گشودن درام استفاده کرد.
درخت واژگانی



























