جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
adored
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most adored
شکل تفضیلی
more adored
درجهپذیر
مثالها
She had a collection of adored family photographs displayed prominently in her living room.
او مجموعهای از عکسهای خانوادگی محبوب داشت که به طور برجستهای در اتاق نشیمنش به نمایش گذاشته شده بود.
درخت واژگانی
adored
adore



























