جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
adored
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most adored
شکل تفضیلی
more adored
درجهپذیر
مثالها
The adored puppy followed its owner around the house, wagging its tail excitedly.
توله سگ دوست داشتنی صاحبش را در خانه دنبال کرد، در حالی که با هیجان دمش را تکان میداد.
درخت واژگانی
adored
adore



























