جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Candor
01
صراحت, خلوص، رکگویی
the habit of speaking truthfully and directly without evasion
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
She spoke with candor about the challenges she faced.
او با صراحت درباره چالشهایی که با آنها روبرو شد صحبت کرد.
02
صراحت, صداقت
freedom from bias, deceit, or self-interest
مثالها
The judge was praised for her candor and fairness.
قاضی به خاطر صراحت و عدالتش مورد تحسین قرار گرفت.



























