جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to adjudge
01
دانستن, فرض کردن، فتوی دادن
to declare something true or to be the case according to facts
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
adjudge
سومشخص مفرد
adjudges
وجه وصفی حال
adjudging
گذشته ساده
adjudged
اسم مفعول
adjudged



























