جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Busman's holiday
01
تعطیلاتی که شبیه یک روز کاری سپری میشود
a period of leisure or vacation spent engaging in activities related to one's job or profession
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
busman's holidays
مثالها
He's a chef, but even on his busman's holiday he ca n't resist cooking for his friends and family.
او یک سرآشپز است، اما حتی در تعطیلات کاری خود هم نمیتواند مقاومت کند و برای دوستان و خانوادهاش آشپزی میکند.



























