brunt
brunt
brʌnt
brant
bluntburntbruitbrant

تعریف و معنی "brunt"در زبان انگلیسی

Brunt
01

ضربه, بیشترین فشار

the harshest or most intense part of something 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
brunts
مثال‌ها
The coastal towns bore the brunt of the hurricane's fury. 

شهرهای ساحلی سهم اصلی از خشم طوفان را متحمل شدند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه