جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brunt
01
ضربه, بیشترین فشار
the harshest or most intense part of something
مثالها
She took the brunt of the criticism after the failed launch.
او بار اصلی انتقادات را پس از پرتاب ناموفق تحمل کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ضربه, بیشترین فشار