جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
broke
01
بیپول, ورشکسته
having little or no financial resources
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most broke
شکل تفضیلی
more broke
درجهپذیر
مثالها
I'm broke until payday.
من تا روز حقوق بیپول هستم.



























