جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
briny
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
briniest
شکل تفضیلی
brinier
درجهپذیر
مثالها
The seafood stew had a rich and briny flavor, reminiscent of the maritime regions it originated from.
خورش غذاهای دریایی طعمی غنی و شور داشت، که یادآور مناطق دریایی بود که از آنجا سرچشمه گرفته بود.
Briny
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
brinies
مثالها
Legends tell of treasures lost to the depths of the briny long ago.
افسانهها از گنجهای گمشده در اعماق دریا در زمانهای قدیم میگویند.
درخت واژگانی
brininess
briny
brine



























