جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brawn
01
زور بازو
physical strength arising from highly developed muscles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
Construction work demands considerable brawn to haul materials, operate heavy machinery and complete projects on deadline.
کار ساختوساز نیازمند قدرت بدنی قابلتوجهی برای حمل مواد، بهکارگیری ماشینآلات سنگین و تکمیل پروژهها در موعد مقرر است.



























