minced
Pronunciation
/ˈmɪnst/

تعریف و معنی "minced"در زبان انگلیسی

minced
01

خرد شده, آسیاب شده

chopped or ground into very small pieces
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most minced
شکل تفضیلی
more minced
درجه‌پذیر
مثال‌ها
He stirred in some minced ginger for extra flavor.
او مقداری زنجبيل خرد شده برای طعم اضافه هم زد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه