جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to go across
[phrase form: go]
01
عبور کردن, درک شدن
to be understood or accepted by others
مثالها
His explanation did n't go across as he intended.
توضیح او آنطور که قصد داشت درک نشد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
عبور کردن, درک شدن