جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fanbase
01
پایه هواداران, جامعه طرفداران
a group of loyal and enthusiastic supporters or followers of a particular person, team, etc.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
fanbases
مثالها
The artist's fanbase eagerly awaited the release of her new album, flooding social media with excitement.
طرفداران هنرمند مشتاقانه منتظر انتشار آلبوم جدید او بودند و شبکههای اجتماعی را از هیجان پر کردند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
fanbase
fan
base



























