جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to respot
01
دوباره قرار دادن, به موقعیت اصلی برگرداندن
(bowling) to place a pin back in its original position after it has been knocked down or moved
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
respot
سومشخص مفرد
respots
وجه وصفی حال
respoting
گذشته ساده
respoted
اسم مفعول
respoted
مثالها
After the strike, the machine will automatically respot all ten pins.
پس از اعتصاب، ماشین به طور خودکار تمام ده پین را دوباره قرار میدهد.
درخت واژگانی
respot
spot



























