جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Braggadocio
01
لافزنی, خودستایی
a display of excessive pride, often through loud claims
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His endless braggadocio about sales figures wore thin on his colleagues.
براگادوسیو بیپایان او درباره ارقام فروش، همکارانش را خسته کرد.



























