جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
proactively
مثالها
The doctor proactively prescribed medication to avoid complications.
پزشک پیشگیرانه دارو تجویز کرد تا از عوارض جلوگیری کند.
درخت واژگانی
proactively
actively
active
act
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی