جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
proactively
اطلاعات دستوری
مثالها
She proactively fixed the error before it caused issues.
او پیشگیرانه خطا را قبل از اینکه باعث مشکل شود، اصلاح کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
proactively
actively
active
act



























