جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
subminiature
01
فوقالعاده کوچک
having a significantly small size, often implying extreme compactness
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most subminiature
شکل تفضیلی
more subminiature
درجهپذیر
حوزه
size, technology, design
مثالها
The spy camera was subminiature, hidden inside a pen.
دوربین جاسوسی بسیار کوچک بود، در داخل یک خودکار پنهان شده بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
subminiature
miniature



























