جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to hack off
[phrase form: hack]
01
آزار دادن, عصبانی کردن
to greatly annoy someone
Transitive: to hack off sb
مثالها
The persistent delays have hacked off her team.
تأخیرهای مداوم تیم او را عصبانی کرده است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آزار دادن, عصبانی کردن