جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to outspend
01
بیشازحد خرج کردن
to spend more money than somebody else
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
outspend
سومشخص مفرد
outspends
وجه وصفی حال
outspending
گذشته ساده
outspent
اسم مفعول
outspent
مثالها
Despite being a smaller company, they managed to outspend their competitors on advertising, gaining a larger market share.
علیرغم اینکه یک شرکت کوچکتر بودند، توانستند در تبلیغات هزینه بیشتری نسبت به رقبای خود کنند و سهم بیشتری از بازار را به دست آورند.
درخت واژگانی
outspend
out
spend



























