جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to outspend
01
بیشازحد خرج کردن
to spend more money than somebody else
مثالها
Despite being a smaller company, they managed to outspend their competitors on advertising, gaining a larger market share.
علیرغم اینکه یک شرکت کوچکتر بودند، توانستند در تبلیغات هزینه بیشتری نسبت به رقبای خود کنند و سهم بیشتری از بازار را به دست آورند.
درخت واژگانی
outspend
out
spend



























