جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
immersive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most immersive
شکل تفضیلی
more immersive
درجهپذیر
حوزه
experience, technology, perception
مثالها
The virtual reality game offered an immersive experience, making players feel like they were inside the game world.
بازی واقعیت مجازی یک تجربه غوطهورکننده ارائه داد، که باعث شد بازیکنان احساس کنند درون دنیای بازی هستند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
immersive
immerse



























