جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
challenged
01
به چالش کشیده شده, با دشواریها
facing difficulties or obstacles due to physical, mental, or developmental conditions
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most challenged
شکل تفضیلی
more challenged
درجهپذیر
مثالها
She mentors intellectually challenged students to help them reach their full potential.
او به دانشآموزان با چالشهای ذهنی مشاوره میدهد تا به آنها کمک کند به پتانسیل کامل خود برسند.
درخت واژگانی
unchallenged
challenged
challenge



























